|
ایست
|
||
|
دست نوشته های مجتبی بیات |
...روحاني رئيس دو ماه و دوسال زير فشار مخالفان خودي و غير خودي قرار داشت. تا اينكه سرانجام در اواسط بهمن 1386 راضي به ترك صندلي رياست شد. وي در حالي هنگام ترك ساختمان رياست بر «حفظ استقلال دانشگاه تهران» در دوران رياستش تاكيد كرد كه ساز و كار آمدن و رفتنش بهترين شاخص براي اثبات عدم استقلال دانشگاه بود. هر چند اين گونه رفتن، و آمدن سي و يكمين رئيس با سكوت جريان هاي مختلف موافق و مخالف دانشجويي همراه شده است، اما بايد توجه داشت كه فقط علت ناقص خروج آيت اله از حوزه رياست دانشگاه تهران اختلافات دروني اصول گرايان بوده است. علت تام آن تداوم اعتراضات اصيل و مستقل دانشجويي مي باشد. انباشت دستاورد دو سال و دو ماه اعتراض مداوم نسبت به خدشه دار شدن افكار عمومي دانشگاهيان، در نهايت رفتن رئيس انتصابي پيشين را به همراه داشت. اعتراضي كه همچنان مهمترين محور آن استقلال دانشگاه و آزادي آكادمي است. علي الرغم اينكه ميهمان جديد ساختمان رياست، دكتر و دانش آموخته دانشگاه تهران است، اما وي نيز متعلق به همان طيفي است كه استقلال دانشگاه را بر نمي تابد و در چند سال گذشته بيشترين «مهرورزي» را با دانشگاهيان داشته است! دكتر فرهاد رهبر هم انتخاب دانشگاهيان نيست. رهبر هم انتصابي است!...
... نگارنده معتقد است علي رغم صرف هزينه هاي گزاف مادي و معنوي جهت اجراي پروژه « انتقال آب از ميدان محمديه تهران به شهرستان هاي اسلام شهر، شهريار و رباط كريم جهت مصارف كشاورزي»، اين پروژه نمي تواند به تمام اهداف خويش نايل شود. فاصله افتادن بين زمان آبادي اراضي كشاورزي و هنگامه احياي مجدد از طريق بهره برداري از اين پروژه، فروش اراضي كشاورزي جهت كاربري مسكوني و صنعتي، عدم مشاركت دادن به روستاييان در تمام مراحل پروژه، عدم اعتماد كامل مردم نسبت به وعده هاي مسئولين، عدم ريسك پذيري كشاورزان، انحراف طرح در سال هاي پيش از اجرا، فاصله زماني بيش از يك دهه بين انجام طرح هاي مطالعاتي و بهره برداري از پروژه و در نهايت عدم تمايل كشاورزان به مشاركت مالي در گام آخر، از موانع تحقق اهداف مي باشند. هرچند بايد اذعان داشت كه اجرا و بهره برداري كامل از اين پروژه مي تواند در بعضي مناطق و روستاها به رونق بخش كشاورزي و ايجاد اشتغال نايل شود. ...
احسان جوانمرد از دوستان مشترك من و محسن و ساير دوستانمان در كامنتي در وبلاگ محسن، برايش اينچنين سروده است:
در اینجا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب ، در هر نقب چندین مرد در زنجیر.
از این زنجیریان یک تن...
.
.
از این زنجیریان یک تن / حصار مرزها را در نوردیده / وکوچیده ست از زندان/به دیگر گونه زندان در فلات هند/ دیار مردمان محبس و تبعید! / دیار فاتحان رِند/هماره خون به رگهایش خروشان باد / و دیگ نفرتش از خصم جوشان باد./
رفیق سالهای ابری ایران!/ امیرآباد قلبت گرم/ همه اندیشه های شرقیت، آتشفشان باد!
|
|