به نام خدا
(ماهيت جنبش دانشجويي ايران در دوران كنوني)
آميزش دو وجه*
در اين مجال بر آنم تا ابتدا دو وجه جنبش دانشجويي در دوران كنوني را برشمارم. و سپس شمايل تركيبي جنبش دانشجويي ايران را به نمايش بگذارم. سعي مي كنم با بر شمردن خصوصيات و ويژگي هاي جنبش دانشجويي ايران؛ وجوه برجسته آن را نمايان سازم. يكي از اين وجوه شامل اهداف مربوط به «مطالبات تاريخي» است كه وجه سياسي ـ اجتماعي جنبش دانشجويي را رقم مي زند، وجه دوم مطالبات صنفي مربوط به «تلاش براي زندگي بهتر» مي باشد.
تا از موضوعيت ساقط شدن كامل وجه تاريخي، مطالبات دائمي جنبش، آزادي ، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي خواهد بود، در كنار آن مطالبات موسمي وصنفي جنبش دانشجويي نيز در چارچوب «نگاه به زندگي بهتر» دانشجويان را به كنش وا ميدارد. اين دو وجه مكمل و هادي و ياري رسان يكدگر مي باشند.
الف) وجه صنفي: جنبش دانشجويي در نهاد مدرني به نام دانشگاه و در عصر تلاش براي زندگي بهتر بنا شده است. وقوع در اين مكان و زمان، اهداف گذرا و در عين حال مهمي را براي حاملان جنبش به وجود ميآورد. اين اهداف را مي توان به عنوان وجه صنفي جنبش دانشجويي با هدف تلاش براي زندگي بهتر شناسايي و معرفي كرد. جنبش دانشجويي در وجه صنفي معطوف به تغيير ساختار نيست و عاملين و حاملين آن از طريق تبديل نيازهاي بالقوه خود و ديگران به نيازهاي بالفعل، جنبش را در مسير منتهي به ايستگاه هدف هدايت ميكنند. تلاش براي ارتقاء سطح زندگي و خواست خدمات درخور ممكن است به سازمان و گفتماني نياز نداشته باشد. هر از گاهي نيازي سر بر ميآورد كه عامل حركت و جوششي ميشود. تامين نياز مساوي رسيدن به هدف است، جنبش فروكش ميكند، اما در زمان ديگري براي نياز ديگري سر بر ميآورد. به عبارت ديگر جنبش به صورت پنهاني و آرام ميخزد تا روزي ديگر و براي هدفي ديگر سر برآورد.
نگاه به زندگي بهتر، جنبش دانشجويي را به مثابه جنبشي مدرن مطرح ميكند. سبك زندگي دانشجويي مطالبه خاص خود را ميطلبد كه ناشي از حضور مستمر در نهاد مدرن دانشگاه است. به عبارت ديگر جنبش دانشجويي در درون نهاد مدرني به نام دانشگاه عمل ميكند كه پذيراي قشرهاي متفاوتي از جوانان با ويژگيهاي شخصيتي، فرهنگي و دينيِ متعلق به خاستگاههاي مختلف اجتماعي است. سرعت فزايندهي گسترش آگاهي همراه با تغيير و تحولات جهان مدرن اين جوانان را با چالشهاي اساسي در قبال هويتشان مواجه ساخته است. از اين رو آنان در كنار تحصيل علم و دانش به طور مداوم در پي بازانديشي در هويت فردي و جمعي خويش هستند. دانشجويان از خلال بازانديشي در هويت خويش با مطالباتي مواجه ميشوند كه عموماً تلاش براي ارتقاء سطح زندگي روزمره آنان را در برميگيرد.
در وجه صنفي، جنبش دانشجويي بيانگر علايق و نگرانيهاي خود در ارتباط با ماهيت دانشگاه، همراه با اعتراض نسبت به وضعيت اخلاقي حاكم بر جو عمومي محل وقوع جنبش است. در اين وجه محدوديتهاي سازماني رنگ ميبازد و عموم دانشجويان خود را با مسئله جنبش درگير مييابند و در نتيجه به آن ميپيوندند. سياست اعتراض سمبليك و عمل به شيوههاي باز و غير رسمي به همراه عدم توجه به سلسله مراتب و اتكاء به رسانههاي جمعي از ديگر ويژگي هاي جنبش دانشجويي در وجه صنفي و با هدف زندگي بهتر است. ايجاد و گسترش فضاهاي دموكراتيك در داخل دانشگاه جهت گفتگو، توجه به كيفيت زندگي صنف دانشجو، اعتراض به قوانين تبعيض آميز ميان دختران و پسران، اعتراض به ستاره دار كردن پيدا و پنهان دانشجويان منتقد، اعتراض به اخراج و ممانعت از تحصيل دانشجويان و اساتيد دگر انديش، اعتراض به زنداني كردن دانشجويان منقد و دگرانديش، اعتراض به برخوردهاي حذفي و امنيتي با فعالين دانشجويي، اعتراض به عملكرد امنيتي كميته هاي انظباطي، اعتراض و پايداري در برابر تحديد حيات تشكل هاي مستقل دانشجويي، اعتراض به پايين بودن سطح كيفي زندگي روزمره در محيط هاي دانشگاهي، اعتراض به پايين بودن كيفيت آموزشي در دانشگاه ها، اعتراض به قوانين دست و پاگير آموزشي و محدوديتهاي بوركراتيك، اعتراض به فقدان آزادي هاي آكادميك و اعتراض به نبود آزاديهاي مدني در داخل دانشگاه از مصاديق مطالبات جنبش دانشجويي در وجه صنفي است.
ب) وجه سياسي ـ اجتماعي: از اعزام سفيران علم جوي ايران به فرنگ و تاسيس دارالفنون در عهد قاجار (1226 ش) تا تشكيل اولين نهاد مدرن آموزشي در دوران رضا شاه (1313 ش) و گسترش حضور زنان در دانشگاه طي سالهاي بعد از انقلاب (1357 ش) دانشجويان و دانشپژوهان حامل مطالبات بنيادين ايرانيان بودهاند. اما هيچ وقت نتوانستهاند ضربه نهايي را بر پيكره استبداد وارد سازند و خود را از شر مقدس تلاش براي استقلال، آزادي، دموكراسي، عدالت اجتماعي و حقوق بشر براي ملت و ميهن رها سازند. در تحليل وجه سياسي ـ اجتماعي جنبش دانشجويي ايران بايد به رسالت تاريخي آن توجه داشت. هر جنبشي براي ايفاي نقش تاريخي خود واجد پنج ويژگي جنبشهاي اجتماعي است.
جنبش دانشجويي ايران در وجه سياسي ـ اجتماعي اش و در زمان كنوني بر مبناي شكافي بنا شده است كه حول آن مطالبات اش را پيگيري ميكند. شكاف و دوگانگي بين دموكراسي و اقتدارگرايي مهمترين شكافي است كه طي چند ده سال اخير توسط روشنفكران و نظريهپردازان مسائل ايران تبيين شده است. در واقع ميتوان شكاف و دوگانگي بين دموكراسي و اقتدارگرايي را با توجه به فراز و فرودهاي فرايند ترميم اين شكاف به نفع مردم و دموكراسي، مولد و در عين حال جستجوگر گفتمان براي جنبش دانشجويي دانست.
گفتمان حاكم بر وجه سياسي ـ اجتماعي جنبش دانشجويي در ساليان اخير بر آن بوده است تا از طريق تقويت عرصه عموميِ جامعه مدني به سمت تحقق اهداف تاريخي خويش حركت كند. شيوه عمل در چارچوب اين گفتمان؛ مبارزه مسالمتآميز مدني است. در اين نوع مبارزه كاربرد خشونت تقبيح ميشود و راه رسيدن به هدف از طريق راهكارهايي نظير: تشكيل گروههاي فشار غير رسمي، عدم همكاري با جريانهاي مقاوم در برابر تغيير، افشاگري، انتشار بيانيهها و نامههاي سرگشاده، تشكيل تشكلها و NGOها با هدف گسترش و تعميق آگاهي، دنبال ميشود. در عرصه عمومي توجه به اقليتها و خرده فرهنگ هاي اجتماعي و سياسي از طريق برقراري ارتباط با آنها جهت آگاه كردنشان نسبت به امكان بهبود كيفيت زندگيشان مطرح ميشود. در چارچوب اين گفتمان است كه دفتر تحكيم وحدت و انجمن هاي اسلامي به دنبال ارتباط با جنبش هاي اجتماعي زنان، كارگران، معلمان و هويت طلبان بر مي آيد.
حاملان وجه سياسي جنبش دانشجويي كنشگران دانشجوي مومن به آزادي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي هستند. اين حاملان با خاستگاه هاي اجتماعي متفاوت، از پايين ترين لايههاي اجتماعي تا بالاترين آن را در بر ميگيرند. پراكنش پايگاه اجتماعي ـ اقتصادي دانشجويان آنها را در برابر نيازها و مطالبات قشرهاي متفاوت مردم قرار داده است. به طوري كه جامعه از آنان انتظار شنيدن و بيان مطالبات خويش را دارد. دانشجويان با استفاده از اين فرصت همواره به تعميق و گسترش آگاهي در خاستگاه هاي اجتماعي خويش مي پردازند. در واقع ارتباط دانشجويان با لايه هاي اجتماعي به آنان شمايل كنشگران سياسي ـ اجتماعي را بخشيده است. اين ارتباط كه در عرصه عمومي به وقوع مي پيوندد فرصت مناسبي را جهت ارتباط كنشگران دانشجو با جامعه و فعالين اجتماعي فراهم ساخته است.
سازمانِ اين وجه از جنبش دانشجويي همچنان «دفتر تحكيم وحدت» و انجمنهاي اسلامي عضو آن هستند. هرچند اقدامات سركوبگرانه و در عين حال مهندسي شده اي در جهت ايجاد مانع در مسير دفتر تحكيم و انجمن هاي اسلامي صورت گرفته است، اما تعميق مطالبات سياسي ـ اجتماعي در ناخودآگاه و وجدان همبستگي ساز دانشجويان در كنار سياليت موجود در انجمن هاي اسلامي اين تلاش ها و اقدامات را با شكست مواجه ساخته است.
جنبش دانشجويي ايران توجه دارد كه نيروهايي در برابر مطالبات سياسي ـ اجتماعي، و به تبع آن تفوق دموكراسي بر اقتدار گرايي مقاومت مي كنند. تجربه جنبش دانشجويي در مواجه با حاكميت نشان داده است كه اين جنبش با اتخاذ عقلانيت استراتژيك ـ كه در آن نيروهاي مقابل، صاحب طرح و برنامه در جهت منافع خويش قلمداد ميشوند، ـ توانسته است ضمن بقاء به اهداف خويش نيز نزديكتر شود. عقلانيت استراتژيك جنبش به حاملين خويش گوش زد مي كند كه ميتوانند با خوانش بازي حاكميت و طرح ريزي استراتژي و تاكتيك هاي مقتضي، بيش از پيش به اهداف خود نزديكتر شود.
آميزش دو وجه: در تحليل جنبش دانشجويي ايران در دوران كنوني بايد هر دو وجه پيش گفته را توامان مورد بحث و تحليل قرار داد. توجه توامان به مطالبات سياسي ـ اجتماعي و مطالبات صنفي ويژگي شاخص جنبش دانشجويي ايران در دوران كنوني است. در نگاه تركيبي، جنبش دانشجويي در جايگاه يكي از اجزاي عرصه عمومي با تركيب مطالبات صنفي و سياسي ـ اجتماعي، شكل نويني از روابط دموكراتيك را در تمامي وجوه زندگي و فعاليتهاي دانشجويي رقم ميزند. در اين نگاه شاهد استثمار جنبش دانشجويي توسط احزاب و دولت نخواهيم بود، چرا كه جنبش با نگاه به زندگي بهتر و فقط جهت تسهيل در پيگيري مطالبات تاريخي خود در پي برقراري ارتباط متوازن با احزاب و گروههاي سياسي خارج از دانشگاه بر ميآيد. اين ارتباط نه در عرصه نابرابر قدرت و سياست كه در عرصه عمومي شكل ميگيرد. در نگاه تركيبي به هيچ وجه مطالبات صنفي و نگاه به زندگي بهتر مغفول نميماند. و تلاش براي ارتقاي كيفيت زندگي دانشجويي به صورت فزايندهاي جايگاه خويش را در جنبش باز مييابد. همچنين مطرح شدن همزمان اين دو وجه در عرصه عمومي، زمينه را براي برقراري ارتباط تكميلي بين آنها فراهم ميسازد. به عنوان مثال : تلاش براي تحقق دموكراسي در بستر عرصه عمومي فضا را براي استقلال دانشگاه فراهم ميكند. همان طور كه مطرح شدن نارساييهاي صنفي و رفاهي نيز زمينه بسيج دانشجويان با گرايش هاي سياسي گوناگون را جهت پاسخگو كردن مسئولان در قبال مسئوليتشان فراهم ميكند. با نگاه تركيبي، جنبش دانشجويي در جايگاه يكي از اركان جامعه مدني قدرت حاكم را نقد و اقتدار آن را به چالش ميكشد. طرح مطالبات فزاينده و متنوع دانشجويان در اين مدل، جنبش دانشجويي را از پشتوانه لازم جهت كنش سياسي برخوردار ميكند. فعاليت دانشجويي در زمينههاي صنفي، با نگاه به زندگي بهتر به ارتقاء امر سياسي نزد آن دسته از دانشجوياني ميانجامد كه در وهله نخست نسبت به مطالبات سياسي ـ اجتماعي جنبش اهتمامي نميورزند. در جامعهاي كه حاكميت با دست اندازي بر تمام وجوه زندگي مردم سعي در شكل دهي به آراء، افكار و اخلاقيات آنان دارد، طبيعي است كه طرح مطالباتي هر چند صنفي توسط دانشجويان و ديگر اقشار جامعه، ناگزير آنان را به انتقاد از حوزه سياسي و قدرت وا ميدارد. در اينجاست كه نقادي جنبش دانشجويي از هر چيز، نه براي نقد و نه نقدي آكادميك در حيطه آنچه كه در آموزشهاي رسمي ميآموزد، بلكه صورت نقدي براي فراتر رفتن از مرحله اجتماعي خاص به سوي مرحلهاي تكامل يافتهتر را به خود مي گيرد. كه همان نيل نهايي به جامعهاي آزاد و دموكراتيك است. در نقد از اين منظر ساختارهاي سنتي و منحطِ اجتماعي و سياسي مورد چالش جدي واقع و براي رفع مشكلات و مسائل به جاي پرداختن به ظاهر قضايا و ترميم نما به ريشههاي آنها پرداخته ميشود. جنبش دانشجويي با پرداختن به مطالبات مربوط به ارتقاء سطح زندگي روزمره دانشجويان خواهان پاسخگويي حاكميت در برابر حجم عظيمي از مطالبات ميشودكه در ظاهر ربطي به امر سياسي ندارد. با توجه به ناتواني حاكميت در پاسخ گويي به هجم عظيم مطالبات، جنبش دانشجويي از اين طريق ضمن روشنگري و آگاهسازي، به سازماندهي دانشجويان جهت اعتراض مسالمتآميز نسبت به ساخت سياسي غير دموكراتيك و غير پاسخگو ميپردازد. در اينجا كسب اعتماد و همراهي دانشجويان بايد با كاهش فزاينده بوروكراسي حاكم بر جنبش همراه باشد تا زمينه مشاركت افراد بيشتري جهت حركت به سمت اهداف فراهم شود. در پايان تاكيد مي كنم كه در نگاه دو وجهي به جنبش دانشجويي ايران در دوران كنوني؛ تلاش براي استقرار دانشگاه منتقد قدرت به همراه عرصه عمومي قدرتمند به عنوان دو واقعيت ماهيتاً مستقل از حيطه قدرت دولت، ضامن بقاء و فراهم كننده زمينه تحقق مطالبات تاريخي و غير تاريخي جنبش دانشجويي است.
آن چه گفته شد مدعاي بنده در خصوص جنبش دانشجويي در دوران كنوني بود.
آزاد و سربلند باشيد
مجتبي بيات ـ 17/9/1386
bayatmojtaba@gmail.com
* متن سخنراني ارائه شده در سمينار «امروز و فرداي جنبش دانشجويي» كه توسط انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در تاريخ 17/9/1386 برگزار شد.