|
ایست
|
||
|
دست نوشته های مجتبی بیات |
احسان جوانمرد از دوستان مشترك من و محسن و ساير دوستانمان در كامنتي در وبلاگ محسن، برايش اينچنين سروده است:
در اینجا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب ، در هر نقب چندین مرد در زنجیر.
از این زنجیریان یک تن...
.
.
از این زنجیریان یک تن / حصار مرزها را در نوردیده / وکوچیده ست از زندان/به دیگر گونه زندان در فلات هند/ دیار مردمان محبس و تبعید! / دیار فاتحان رِند/هماره خون به رگهایش خروشان باد / و دیگ نفرتش از خصم جوشان باد./
رفیق سالهای ابری ایران!/ امیرآباد قلبت گرم/ همه اندیشه های شرقیت، آتشفشان باد!
دانشگاه تهران|
|
